تبليغاتX
فقر فلسفه

فقر فلسفه

کل آزادی عبارت است از بازگرداندن جهان انسان و روابط انسان به خود انسان.

پنج سال پيش از اين:

داشتم مي رفتم كه يه دوست ترمز كرد.گفت بيا منم مسيرم همونجاست ،ميرسونمت.سوار شدم و از ذوق نبود مسافر يه سيگار روشن كردم.كمي جلوتر يه پيرمرد دست تكون داد و گفت تورو خدا..!دوسته واستاد تا ببينه اون چي ميگه.پيرمرد گفت:مال اينجا نيستم ميخايم بريم... ولي بلد نيستيم.آره تنها نيود.يه دختر حدود سي ساله باهاش بود.بوضوح مشخص بود كه دخترش ميخاد با هر زحمتي هست منش خانومهاي شهري رو داشته باشه.از نوع آرايش و لباس پوشيدنش كه خيلي مبتديانه تنظيم شده بود...

دوسته گفت:من مسيرم اونجا نيست ولي تا يه جايي مي رسونمت كه راحت بتوني ماشين گير بياري.هنوز چند ثانيه نبود كه حركت كرده بوديم ،ديدم دوستم ميزنه به پاي من!با تعجب نگاش كردم و يهو ديدم اون خانومه داره سر دوست مارو نوازش مي كنه!و دوسته باز ترمز زد تا مذاكره رو آغاز كنه...بحث سر اين بود كه در راه باهم اختلاط داشته باشن يا برن...

پيرمرده پياده شد و منم دنبالش رفتم پائين.يه سيگار تعارف كردم برنداشت.گفتم :آقا شرمنده ولي شما اين خانوم مي شناسي؟

گفت:دخترمه!!!

من كه ديگه اصلاً نتونستم سوال ديگه اي بپرسم.اون خودش گفت:خودم باهاش در ميام بيرون ،تا اگه يه وقت ماموري ،چيزي بهش گير داد مداركمون نشون بديم و بي خيال بشن.با خونسردي خاصي اين حرفارو ميزد.مطمئنم نقش هم بازي نمي كرد.چون ميشد زير اين خونسردي دردي رو ديد كه ازش يه مجسمه ساخته.گفتم سيگار ميخاي؟با تعجب بهم نگاه كرد و رفت سمت ماشين.

همين موقع دخترش صدا زد:بابا بيا بريم.آقا شمام بيا ديگه.داشتم از پشت به شونه هاي پيرمرده نگاه ميكردم.دوسته اومد و گفت:داداش حله بزن بريم.

بر و بر نگاش مي كردم.گفت :بابا اينكاره نيستي.خره...

"دانه هاي خاكستري باران

انگار

ناودانهاي قديس سيماي كليساي نوتردام پاريس اند

با فرياد وامصيبتا"

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:59  توسط محمد غزنویان  | 

آسانسور توقف میکنه و صدای ضبط شده زنی میگه:

"طبقه هفتم"

- خدایی عجب صدایی داره ها."طبقه هفتم".آدم یه جوری میشه!

-میخوای یه دور دیگه بالا-پائین بریم شاید راحت بشی!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 17:56  توسط محمد غزنویان  | 

نمی تونم فضولی نکنم!این آخرین چیزیه که تو یه اتوبوس شنیدم.صدایی که از پشت سرم میومد.حرفای یه پدر موفرفری با کلی انگشتر عقیق صد گرمی با پسر پنچ-شش سالش...

پدر:بزرگ شدی زن نگیری بابا.فقط این یه کارو نکن بابا.بدبختت می کنه.

پسر:نه!

پدر:چرا؟گوش کن...

پسر:خوب خوبش میگیرم.

پدر:خوبش نیست.

پسر:پیدا میشه.زن خوبه.

پدر:کجاست؟

پسر:خودم اون پشت خونه دایی اینا تو اسلامشهر دیدم.پشت شیشه اون مغازهه خودم یه خوبش دیدم.خیلی هم خوشگل بود.بریم بگیریم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 18:14  توسط محمد غزنویان  | 

- زنم دوبار زنگ زد.میگه داری میای نون بگیر بیار.گفتم بیشین بابا!!!

-اون چهار-پنج ماه اول خوبه.آدم میخره می بره میده به زنه.انگار به جونش نوشه.اما وقتی از این چند ماه گذشت دیگه خداییش زور داره.میگه فلان چیز و بگیر بیار انگار دارن یه چیزی تو ماتحت آدم فرو می کنن!!!

-می دونی انگار آدم زورش میاد خودش کار کنه یکی دیگه از تو خونه زنگ بزنه دستور بده که بخر واسم بیار.هی ببری هی بخوره!

-البته تو تازه کاری!بچه که بیاد اینام درست میشه.آدم میگه میبرم واسه بچه ام.به نیت بچه بخری چه کیفی داره!!!آخ قربونش برم.......

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 18:43  توسط محمد غزنویان  | 

فرد اول: هر وقت خواستی شلاق بخوری قبلش برو دکتر بهت یه سرکننده بزنه!

فرد دوم: وای!فکر کن آدم شلاق رو بخوره و تازه بخاد بره حبس.

فرد سوم:آخه اینکارها که در شان انسان نیست .که چی شلاق؟؟؟

فرد چهارم:من کلاْ مخالفم ولی اگر نزنن که مملکت رو گند ور میداره دیگه...

فرد سوم:یعنی الان ممالک شرق و غرب دنیا دارن تو کثافت میلولن دیگه؟

فرد چهارم:ببین اسلام برترین دینهاست و هیچ حرفی رو بیهوده نزده.

فرد سوم:من اصلاْ حرف اسلام و زدم؟میگم نفس این کار توی...

فرد چهارم:همه چیز این دین علمیه.مثلاْ می دونی ثابت شده که از لحاظ علمی باید موی زن پوشیده باشه؟!ثابت شده که تمام بدن انسانها سیگناله.سیگنالی که از موی زن متصاعد میشه به مرد انرژی بدی میده.اینه که مردها در مواجهه با زنهای بدحجاب مالخولیایی می شن!!! میدونی مالیخولیایی به کیا می گن؟

فرد سوم:خوب معلومه دیگه!حتما به همه مردمی که بی حجاب زندگی میکنن.

فرد چهارم:البته من خودم نگاه بازی به قضیه دارم منتهی اینا دارن اسلام رو بد اجرا می کنن!

فرد اول:تا حالا تو یه اتاق با یه نامحرم تنها نبوده ببینه که طاقت داره یا نه.مرد حسابی تو هنوز نمی دونی زنها چه موجوداتی ان.دارن هر روز کنترلشون می کنن این وضعمون.

فرد دوم:ول کنید بابا اون گوشی رو بده یه سکس ایرانی جدید بلوتوثی گرفتم ببین حالش ببر...

فرد سوم:من نمی بینم.

فرد چهارم:مطمئنی بجای ختنه اخته ات نکردن؟؟؟هه...هه...هه...

سوم:میرم سیگار بکشم.

برو برو برو برات خوبه.........

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 17:25  توسط محمد غزنویان  |