تبليغاتX
فقر فلسفه

فقر فلسفه

کل آزادی عبارت است از بازگرداندن جهان انسان و روابط انسان به خود انسان.


زیر نویسهای تبلیغاتی شبکه های ماهواره ای:

ویژه خانمها:

-کوچک کننده شکم:گن حرارتی/ویبره گن/انواع پماد/....

-حالت دهنده ،کوچک کننده و بزرگ کننده سینه...

-از بین بردن چین و چروک صورت...

-کوچک کننده باسن(والبته که بزرگ کننده باسن!)...

-حالت دهنده و کوچک کننده بینی...

-برجسته کننده لب و از بین برنده غبغب و....

ویژه آقایان:

قرص تحریک کننده و افزاینده میل جنسی.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 2:37  توسط محمد غزنویان  | 

مدت نسبتاْ زیادی از انتشار این ویدئو میگذره.با این حال هنوز هم تازگی داره و هم قابل تامله...

انقلاب آتی در ایران یک انقلاب زنانه است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 21:38  توسط محمد غزنویان  | 

طي هفته هاي اخير بخشي از فعالان حقوق زنان پس از نشستي ،جزوه اي را تحت عنوان همگرايي جنبش زنان ،و در جهت طرح مطالبات زنان از رئيس جمهور آينده منتشر ساختند و از آن پس نيز خواهي نخواهي وارد بازي انتخابات رياست جمهوري گشته اند.در اين باره كساني كه انتقاداتي را بر بيانيه وارد مي دانند به انتشار مطالبي پرداخته اند.مي توانيد ضمن مطالعه بيانيه مذكور برخي از انتقادت را نيز در اين زمينه ملاحظه نمائيد:


 متن كامل بيانيه:همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات

فروغ سميع نيا:نقدی برحضور فعالین کمپین در ائتلاف زنان برای انتخابات

زهره اسدپور:فضاي باز انتخاباتي؛ واقعيت يا توهم

پروين اردلان:به نام همگرایی به جای کمپین

محمد غزنويان:عمرکوتاه جنبش های اجتماعی در ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 21:36  توسط محمد غزنویان  | 

زنان کارگر فرصت كمي براي خوابيدن دارند. نمي توانند براي تربيت فرزندان خود وقت بگذارند. فرزندان آنها در سنين خيلي پائين به كرات دچار بيماري مي شوند. در كنار اين مسایل، احتمال همزيستي با مرداني معتاد كه در اوج خستگي فيزيكي زنان كارگر، به بدن آنها تجاوز مي كنند...ادامه
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:31  توسط محمد غزنویان  | 

احساس مي كردم يه كم خسته شدم.چهل و دو سه ساعت بيدار بودم و كلي راه رفته بودم.به چند تا از دوستام اس ام اس هاي احمقانه فرستادم بلكه با گرفتن يه شوخي حالم جا بياد ،اما ديدم اونام يه جور جواب مي فرستن كه انگار حال من و ندارن.اولش به خودم گرفتم!رسيدم خونه ديدم حال دوش آب سرد ندارم ،گفتم بلكه تو ايميل هام چيز جالبي پيدا كنم.اخبارو كه مطمئن بودم همش ضد حاله.بخصوص خبر پارك لاله و...

اولين ميل ...اعدام دلارا!!!

اخبار...اعدام دلارا!!!

زنگ زدم به بچه هاي رشت...اعدام دلارا!!!

عكسهاش سرچ كردم.گريه ام گرفت...خيلي خسته ام...خيلي...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:20  توسط محمد غزنویان  | 

در تمام حالات ممكن ، استثمار زنان تن فروش دچار گسست و وقفه نمي شود فقط شكل استثمار است كه تغيير مي كند. چون گرداننده و صاحب خانه كه زن تن فروش نمي شود. از برکت كميسیون او، صاحب خانه از قضا صاحب صنعت سكس مي شود....

ادامه مطلب را در سايت مدرسه بخوانيد:سنت «صیغه» و فمینيسم تخيلی


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 1:19  توسط محمد غزنویان  | 

آقاي دكتر محمد برقعي چندي پيش مقاله اي را با عنوان"صيغه ،سنتي مفيد و ارزنده " نگاشتند كه من نيز نقدي را با عنوان "صيغه از نگاه سنت گرايان متجدد"در نقد ايشان نوشتم.

اكنون دكتر برقعي نقدي را به مطلب من نوشته اند كه در سايت مدسه فمنيستي منتشر شده است:

سخنی با منقدان «صیغه»: سنتی مردسالارانه در تضعیف روابط مردسالار

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 12:50  توسط محمد غزنویان  | 

اما چون زن كني طلب [مال]زن مكن و طلب غايت نيكويي زن مكن كه بنيكويي معشوقه گيرند.زن پاك روي و پاك دين بايد وكدبانو و شوي دوست و پارسا و شرمناك و كوتاه دست و كوتاه زبان و چيز نگاه دارنده بايد كه باشد تا نيك بود كه گفته اند كه:زن نيك عافيت زندگاني بود.

زير فرمان زن مباش كه اسكند را گفتند كه:چرا دختر دارا را بزني نكني كه بس خوبست؟گفت:
سخت زشت باشد كه چون ما بر مردان جهان غالب شديم زني بر ما غالب شود.

تا دوشيزه يابي شوي كرده مخواه ،تا در دل او جز مهر تو مهر كسي ديگر نباشد و پندارد كه همه مردان يك گونه باشند ،طمع مردي ديگرش نباشد.

چون زن دوشيزه خواستي اگر چه بوي مولع باشي هر شب با وي بازي مكن كه وي از تو بدان نيارزد ،پندارد كه خود همه خلق چنانند تا اگر وقتي ترا عذري يا سفري باشد اين زن را بي تو صبر بود.

زنان را بديدار و نزديكي هيچ مرد استوار مدار اگر چه مرد پير و زشت ،وهيچ خادم را در خانه زنان راه مده و اگر چه سياه و ساده باشد.

وشرط غيرت نگاه دار و مرد بي غيرت را بمرد مدار كه هركرا غيرت نباشد ويرا دين نباشد.

وچون زن خويشتن را برين جمله داشتي اگر خداي تعالي ترا فرزندي دهد انديشه كن بپروردن فرزند خويش.


قابوس نامه /عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر ،باب بيست و ششم اندر آيين زن خواستن

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 19:8  توسط محمد غزنویان  | 

حکومت های مرد سالار و مشاوران شان با سوء استفاده از روحیه هنوز انسانی زنان،چنان آیین عجایزی پدید آورده اند که همچون افیونی کشنده زنان را در چنبره ازخود گذشتگی و ایثار مضاعف در بند کرده اند. یعنی مدام از طریق دستگاه های تبلیغاتی خود چنین القا کرده اند که اصولاً زن را از برای خدمت بی مزد و منت آفریده اند و رسالتی برتر از این مقام وی را نشاید.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید:سفرهای نوروزی و استمرار منزل!
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 14:41  توسط محمد غزنویان  | 

از نظر برقعی صیغه شاید برای زن از آن حیث مناسب باشد و ارزنده که مردی خرجش را خواهد داد، فرزندش را سیر، و زن را به لحاظ جنسی تامین می کند.و احیاناً از منظر جامعه شناسانه ایشان، وقتی پلیس وارد منزل شد به واسطه این امر از مهلکه جان بدر می برد. نه آقای دکتر! این صیغه شما فقط یک استراتژی مردانه است!

ادامه مطلب را اینجا بخوانید: 

صیغه، از نگاه سنت گرایان «متجدد»: نقدی بر مقاله محمد برقعی
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 18:51  توسط محمد غزنویان  | 

روایت بومی یا فرنگی روز عشاق دو روی یک سکه اند، وقتی در گفتمان حاکم، عشق از بنیاد در محاق باشد یا هنگامی که دوست داشتن کسی به مثابه دلیل تنزل امنیت یک جامعه تلقی گردد، گیرم نیاکان مان در هزاران سال پیش شاخه گلی به بانوان شان داده باشند، از خود بپرسیم چند روز از باقی سال را همچون حقی فرهی، به بهره کشی از آنان اختصاص دادند.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید:

عشق و آزادی/ تاملی کوتاه در روایت ایرانی روز عشاق

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 1:46  توسط محمد غزنویان  | 

خاله ام همه موارد تبعیض رو قبول داشت اما چون اعتقاد به اونها خوشحالی مجیدش و فراهم نمیکرد،از امضا سرباز زد.حالا مجید خوشحال خواهد شد و یحتمل، شب جمعه بعد پیش از اونکه شب برسه،یه سر میبردش آستانه اشرفیه.

اومدم نشستم و تقریباً همه موارد موجود در دفترچه رو براش خوندم.دائم با تکون دادن سر تائید میکرد.گفتم حالا قصد داریم با جمع کردن امضا از زنان و مردانی که به این تبعیضات وحشتناک اعتقاد ندارند،بستری برای تغییر ایجاد کنیم.بازهم تائید کرد.برگه رو گذاشتم جلوش و با یه جور تردید ازش پرسیدم:

_پس خاله جون ،همه مواردی که خواهان تغییرش هستیم مورد قبول توام هست؟

_آره.

_بنابراین میتونی اینجارو امضا کنی.

_نه!!!اسم و مشخصات نمیدم!

_اما من که برات مفصل توضیح دادم.این کار فقط یک حرکت حقوقیه...

_نه مساله این نیست.ممکنه مجید بعداً بفهمه و ناراحت بشه!!!

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 1:21  توسط محمد غزنویان  | 

بورژوازی یکصدا بانگ می زند:آخر شما کمونیستها می خواهید اشتراک زن را عملی کنید.

بورژوا زن خود را تنها یک افزار تولید میشمرد.وی میشنود که افزارهای تولید باید مورد بهره برداری همگانی قرار گیرند ، لذا بدیهی است که نمیتواند طور دیگری فکر کند جز اینکه همان سرنوشت شامل زنان نیز خواهد شد.

وی حتی نمیتواند حدس بزند که اتفاقاً صحبت بر سر آنست که این وضع زنان ،یعنی صرفاً افزار تولید بودن آنان ، باید مرتفع گردد.

وانگهی چیزی مضحک تر از وحشت اخلاقی عالیجنابانه بورژواهای ما از این اشتراک رسمی زنها ، که به کمونیستها نسبت میدهند  نیست.لازم نیست کمونیستها اشتراک زن را عملی کنند ، این اشتراک تقریباً همیشه وجود داشته است.

بورژواهای ما فقط باینکه زنان و دختران پرولترهای خود را تحت اختیار دارند ، اکتفا نمی ورزند و علاوه بر فحشا رسمی لذت مخصوصی میبرند وقتیکه زنان یکدیگر را از راه بدر کنند.

زناشوئی بورژوازی در واقع همان اشتراک زنان است.حداکثر ایرادیکه ممکن بود به کمونیستها وارد آورند این است که میخواهند اشتراک ریاکارانه و پنهانی زنان را رسمی و اشکار کنند.ولی بدیهی است که با نابود شدن مناسبات کنونی تولید ، آن اشتراک زنان که از این مناسبات ناشی شده ، یعنی فحشا رسمی و غیر رسمی ، نیز از میان خواهد رفت.

مانیفست:مارکس/انگلس

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 23:4  توسط محمد غزنویان  | 

قبل از اینهم به دلایلی شاهد بغض و گریه اش بودم.اما این بار فرق میکرد.این بار جنس گریه اش فرق میکرد.

راستش خیلی هم به تب و تاب نیفتادم!خیلی هم دچار استرس نشدم.تقریباً عادی می گفتم واقعاً؟چرا؟

نمیفهمیدم چون زن نیستم.

یک ساعت بعد که کمی آرومتر شده بود زنگ زدم گفتم:

شاید یه وقتایی مثل الان تو،تاثیر یه سیلی بیشتر از خوندن یه دو جین کتاب باشه.فکر نمی کنی این واقعیتره.نه!اصلاً این خود واقعیته.چون جاش داره گز گز می کنه.درد داره.چشای ترسیده ای رو به یادت میاره که ...

راستش منکه به عمق تلخی تجربه تو پی نمی برم.بنابراین نصیحت زکی سه!

با این حال این شنیدی که:

آدم در حال غرق نیازی به شنیدن ایده ای درباره جاذبه نداره.اون فقط یه جلیقه نجات میخاد.

ورش دار...

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 17:45  توسط محمد غزنویان  | 

اساساً موقعیت امروزین زنان ایرانی در نسبت با گذشته و آینده،عین موقعیت آزادیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 2:30  توسط محمد غزنویان  | 

زنان ايران از حيث رده بندي و دارا بودن مشاغل و امكان حضور در صحنه فعاليت هاي اقتصادي جامعه با محدوديت بسيار فراواني روبه رو هستند. البته اين موضوع ناشي از كم توسعه يافتگي تاريخي است كه به همه كشورهاي كم توسعه تعلق دارد. اما در مورد ايران نكات ويژه اي نيز قابل بيان است:

•         منابع و امكانات اقتصادي فراواني براي افزايش اشتغال و از جمله اشتغال زنان به طور بالقوه موجود است.

•         تبعيض و نارسايي شغلي زنان هيچ همخواني با ادعا و برنامه و سياست هاي اعلام شده دولت ها در ايران ندارد اما در عوض همراستا با جريان هاي فكري و نيروهاي اجتماعي و سياسي است كه حضور برابر، كاملا" فعال و حقوق كامل زنان را برنمي تابند و كاملا عليه بينش و منافع خود مي بينند.

•         زنان ايران، چه در خارج و چه در داخل، توانسته اند در عرصه هاي مختلف توانايي هاي چشمگير و اثر گذاري هاي ملي، اجتماعي و اقتصادي جدي داشته باشند. اما اين توانايي به علت شرايط تبعيض آميز عمومي، هم در صحنه طبقاتي، هم در صحنه جنسي و هم از جهت حقوق اجتماعي و سياسي، به طور بالفعل متوجه همه زنان ما نمي شود.

•         اقتصاد ايران در برابر رقابت هايي كه جهاني سازي به معناي امروزي آن يعني تلاش براي جهانگير كردن سرمايه به رهبري ايالات متحده صورت مي گيرد بسيار آسيب پذير است. هم شمار قابل توجهي از صنايع و هم رفاه و اشتغال و خدمات و كالاهاي عمومي در فرآيند جهاني سازي آسيب مي بيند. اما بيشترين آسيب در اين ميان به وضعيت اشتغال و رفاه زنان كم توش و توان خواهد رسيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 16:50  توسط محمد غزنویان  | 

((شما (بـانـوان) هـسـتيد كه علاوه بر آنكه خودتان فعاليت مى كنيد, فعاليت را در مردها مـضـاعف مى كنيد.))((پيشقدم شدن شما در همه مسايل ... اسباب اين مى شود كه مردها هم بيشتر وارد بشوند, مردها هم قوىتر بشوند.))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 12:38  توسط محمد غزنویان  | 

راه را مي‌شناسي. سال‌هاست كه هر هفته به آنجا سر مي‌زني. مي‌شويي و اشك مي‌ريزي. گلاب مي‌پاشي و دندان بر لب مي‌گزي. قطعة 26 تاريك است. سقفي فلزي آن را پوشانده. تا چشم كار مي‌كند، پرچم ـ كوتاه و بلند، تازه و كهنه. گور، دبة آب و چراغ زنبوري‏، دوباره گور، دبة آب، چراغ زنبوري...
كليد را از جيبت درمي‌آوري و قفل را باز مي‌كني. دبه را برمي‌داري و از آب پر مي‌كني. گور را مي‌شويي. به دو گلدان كنار گور و به آن يكي كه از سقف آويزان است آب مي‌دهي. برگ خشكي ندارند و مثل روز اول‌‌اند. طبق عادت مي‌خواهي گور كناري را هم بشويي. نايلون روي آن را كنار مي‌زني. خاك ندارد، نايلون از گور خوب محافظت كرده است. مي‌نشيني و با چادر زانوهايت را مي‌پوشاني.
صداي قدم‌هاي پسرك را مي‌شنوي. بي‌صدا مي‌آيد. مي‌نشيند و زانوهايش را در بغل مي‌گيرد. از زير چادر نگاهي به پسر مي‌اندازي. قطره اشكي جامانده از بقيه را پشت لب او، جايي كه به‌تازگي موهاي نازكي بر آن سبز شده، مي‌بيني. پسرك به‌سرعت آن را پاك مي‌كند.
اما تو ديده‌اي و دردي در جانت مي‌پيچد و به چشمانت مي‌رسد. اشك‌ها جاري مي‌شوند. صورت خيست را با گوشة چادر پاك مي‌كني و بي‌صدا بر زمين چشم مي‌دوزي.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 19:23  توسط محمد غزنویان  | 

کارخانگی که حفاظت از کودکان، شستشو، آشپزی و دیگر کارهای خانه‌داری را شامل  می شود بخش عظیمی از تولید ضروری اجتماعی را تشکیل می دهد. اما با اینکه در جوامع سرمایه داری مدرن تولید کالایی به بالاترین حد خود رسیده است و از طرف دیگر نیروی انسانی زیادی صرف کار خانگی می شود اما هنوز تولید خانگی در قلمرو ارزش ساده مصرف باقی مانده و از آنجایی که خارج از حوزه‌ی تجارت و بازار قرار دارد به معنای واقعی کلمه ماقبل سرمایه داری است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 3:1  توسط محمد غزنویان  | 

موقعیت زنان کارگر بعنوان ستمدیده ترین افراد طبقه کارگر تحت حاکمیت مذهبی بسیار ناگوار و غیرانسانی است. آنان از یکسو به مثابه جنس دوم تحت حمایت پدر، همسر و یا برادر خود هویت پیدا می کنند و فاقد هر گونه هویت مستقلی هستند. قانون از این تبعیض و مناسبات نابرابر در مورد زنان آشکارا حمایت می کند؛ اینگونه زنان کارگر مانند دیگر زنان اقشار و طبقات مختلف جامعه از حقوق دموکراتیک خود محروم می مانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 2:43  توسط محمد غزنویان  | 

ایده آل های ذهنی،بالقوه حاوی نطفه تغییراند.اما آنچه مایه تاخیر در تغییر شرایط عینی است،همانا،پای در گل انتزاع ماندن است و نبستن طرفی ازاین اندیشه ها برای ارتقای گفتمان موجود.درواقع انسانها ممکن است،چنان غرق در ساخت و سازهای ذهنی شوند که از بنیاد،ویرانی پیش چشمان خود را به فراموشی بسپارند.ویا چنان شرایط واقعاً موجود را دست کم بگیرند که دچار پندار باطل بی نیازی از تفکر و عاقبت اندیشی گردند و یکسر با دست یازیدن به اعمال احساسی و آنی، همان اندک قوت ممکن را نیز از خود سلب کنند.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید:

کمپین یک میلیون امضاء: تاکتیک یا استراتژی؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 20:36  توسط محمد غزنویان  | 

«مادام که جهانی شدن بازارگرایی،امرار معاش تولیدکنندگان جهان سوم را مختل می کند و فروش اسلحه ی غربی موجب تشدید سرکوب می شود،مردم میکوشند ،فرار کنند.وقتی شیوه های قانونی فرار مسدود باشد،سیاست های حمابت گرانه ی بازار کار ،ویا بستن دروازه ها به روی پناه جویان آن ها را مجبور تا از راه های غیر قانونی وخطرناک وارد شود.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 2:5  توسط محمد غزنویان  | 

به مامان گفتم:کمپین امضا می کنی؟

گفت:هرچند تا بخوای!

گفتم:پس بیا این دفترچه رو بخون یا اگه می خوای بذار من برات بخونم.اونوقت می تونی با آگاهی بیشتری نسبت به امضا اقدام کنی...

گفت:تو برو کاغذ و خودکار بردار به جای این کارها بشین یه بار هم شده داستان زندگی من رو از اول تا آخر گوش کن.اونوقت برو واسه همه بخون ببین من نیازی به خوندن اون دفترچه دارم؟

مامان میگه بالاخره همه این سی سال رو می نویسم.خیلیها مثل مامان کارشون از مباحث نظری گذشته.اونا که تجسم نابرابری اند دفترچه و کتابچه نخونده امضا می کنن.

مامان ندید امضا کرد...

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:57  توسط محمد غزنویان  | 

ترانه ها گونه ویژه ای از ادبیات شفاهی کودکان است.ترانه ها را می توان پیش درآمدی بر شعرامروز کودکان به شمار آورد.رویهرفته درادبیات شفاهی ،شعر ناب کوردکان کمتر به چشم می خورد ،زیرا که شعرها وترانه ها برای مناسبت ها و رویدادهای ویژه سروده شده اند.به جز لالایی ها که ترانه های خواب هستند، ترانه های کودکان به چندین گونه ترانه-بازی،ترانه-نیایش،ترانه-نوازش،ترانه-آموزش،ترانه-مناسبت،وترانه-کار بخش می شموند.ما در اینجا بسیار  کوتاه به ترانه-نوازش خواهیم پرداخت.ایت شکل از ترانه کودک به گروه ترانه-نوازش بدون بیان جنسیت ،پسرانه و دخترانه تقسیم می گردد.ترانه-نوازش،همنچون لالایی ها افزون بر ناز و نوازش کودک،بیانگر آرزوهای خوش دایه یا مادر برای فرزند هستند.در نوازش پسر ،مادر بیشتر جایگاه اجتماعی ممتازی برای کودک آرزو می کند.،مانند آرزوی خانی یا امیری.اما برای دختر ،شوهری می خواهد که دارایی و جایگاه اجتماعی و خانوادگی ممتازی داشته باشد.در پایان به ذکر مثالهایی از این سه گونه می پردازیم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 13:31  توسط محمد غزنویان  | 

با درهم پیچیده شدن طومار جهانداری و ملکداری، و زوال اندر آمدن آئین شهریاری ایرانشهری،وبا خلط نامیمون تکه ای از این آداب و بخشی از اندیشه جزمی فقاهتی و تکه ای از آن افیون تصوف،چنان دین عجایزی پدید اندر آمد که دیگر نامش را به هیچ لفظ معموله سیاست و ریاست زیور ظاهر نتوانست دادن و باطنش را به هیچ آب زمزمی غسل نتوانست کردن.

ملکان ملک ایران،جهانداری که هیچ،که به مرور آداب محتشمی نیز به فراموشی سپردند و طریق بی ناموسی و بل دیوثی پیشه ساختند.از مردانگی و در کار دشمان ایران زمین شدن دست فروشسته و یکسر به کار وافور و شراب هفتاد ساله همت گماردند.از مردانگی یک آلت رجولیت نیم بند برایشان باقی بود که آنهم بیشتر لعبتک دستان آلوده غلامان ترک و تات بود تا اندرکار ساخت و ساز شاهزادگانی پهلوان صفت.

وزهی خیال باطل که همان یک مشت حرام زاده ای هم که از رهگذر غفلت ملوکانه پای بر گیتی نهاده بودند از همان بدو راه افتادن به جای صعود از زین و یراق اسبان اصطبل شاهانه ،از تمبان زنان حرمسرای شاهی بالا می رفتند و در تمام عمر نیز میدانی جز میدان تنگ غیبت و طوطئه و کرشمه نمی دیدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 15:48  توسط محمد غزنویان  |