تبليغاتX
فقر فلسفه

فقر فلسفه

کل آزادی عبارت است از بازگرداندن جهان انسان و روابط انسان به خود انسان.

در تمام حالات ممكن ، استثمار زنان تن فروش دچار گسست و وقفه نمي شود فقط شكل استثمار است كه تغيير مي كند. چون گرداننده و صاحب خانه كه زن تن فروش نمي شود. از برکت كميسیون او، صاحب خانه از قضا صاحب صنعت سكس مي شود....

ادامه مطلب را در سايت مدرسه بخوانيد:سنت «صیغه» و فمینيسم تخيلی


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 1:19  توسط محمد غزنویان  | 

کودک بوده ام من و کودک

بازی می کند بی آن که هیچ

از پیچ و خم های تاریک عمر پرواز کند.

جاودانه بازی می کند که بخندد

بهارش را به صیانت پاس می دارد

جوبارش سیلابه یی است.

من و شادی و حظم سرسام و هذیان شد

آخر به نه سالگی مرده ام من.

پل الوار/سنگنبشته های گور

مرگ وحید شریفی کودک کار 9 ساله

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 22:49  توسط محمد غزنویان  | 

آقاي دكتر محمد برقعي چندي پيش مقاله اي را با عنوان"صيغه ،سنتي مفيد و ارزنده " نگاشتند كه من نيز نقدي را با عنوان "صيغه از نگاه سنت گرايان متجدد"در نقد ايشان نوشتم.

اكنون دكتر برقعي نقدي را به مطلب من نوشته اند كه در سايت مدسه فمنيستي منتشر شده است:

سخنی با منقدان «صیغه»: سنتی مردسالارانه در تضعیف روابط مردسالار

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 12:50  توسط محمد غزنویان  | 

اما چون زن كني طلب [مال]زن مكن و طلب غايت نيكويي زن مكن كه بنيكويي معشوقه گيرند.زن پاك روي و پاك دين بايد وكدبانو و شوي دوست و پارسا و شرمناك و كوتاه دست و كوتاه زبان و چيز نگاه دارنده بايد كه باشد تا نيك بود كه گفته اند كه:زن نيك عافيت زندگاني بود.

زير فرمان زن مباش كه اسكند را گفتند كه:چرا دختر دارا را بزني نكني كه بس خوبست؟گفت:
سخت زشت باشد كه چون ما بر مردان جهان غالب شديم زني بر ما غالب شود.

تا دوشيزه يابي شوي كرده مخواه ،تا در دل او جز مهر تو مهر كسي ديگر نباشد و پندارد كه همه مردان يك گونه باشند ،طمع مردي ديگرش نباشد.

چون زن دوشيزه خواستي اگر چه بوي مولع باشي هر شب با وي بازي مكن كه وي از تو بدان نيارزد ،پندارد كه خود همه خلق چنانند تا اگر وقتي ترا عذري يا سفري باشد اين زن را بي تو صبر بود.

زنان را بديدار و نزديكي هيچ مرد استوار مدار اگر چه مرد پير و زشت ،وهيچ خادم را در خانه زنان راه مده و اگر چه سياه و ساده باشد.

وشرط غيرت نگاه دار و مرد بي غيرت را بمرد مدار كه هركرا غيرت نباشد ويرا دين نباشد.

وچون زن خويشتن را برين جمله داشتي اگر خداي تعالي ترا فرزندي دهد انديشه كن بپروردن فرزند خويش.


قابوس نامه /عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر ،باب بيست و ششم اندر آيين زن خواستن

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 19:8  توسط محمد غزنویان  | 

حکومت های مرد سالار و مشاوران شان با سوء استفاده از روحیه هنوز انسانی زنان،چنان آیین عجایزی پدید آورده اند که همچون افیونی کشنده زنان را در چنبره ازخود گذشتگی و ایثار مضاعف در بند کرده اند. یعنی مدام از طریق دستگاه های تبلیغاتی خود چنین القا کرده اند که اصولاً زن را از برای خدمت بی مزد و منت آفریده اند و رسالتی برتر از این مقام وی را نشاید.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید:سفرهای نوروزی و استمرار منزل!
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 14:41  توسط محمد غزنویان  | 

سال نو می شود ،همه به هم تبریک می گویند ،برای یکدیگر سال خوبی آرزو می کنند ،ولی مثل اینکه کلمات تبریک و شاد باش و خواستاری موفقیت و سعادت هم مثل سایر کلمات ارزش خود را از دست داده اند.لب ها تکان می خورد و از دهان ها این کلمات بیرون می آید ،ولی مثل اینکه فقط دهان است که برای حفظ ظاهر و ادای نزاکت و پیروی از رسوم و سنن ملی هنوز هم وظیفه خود را فراموش نکرده است.ولی سایر قسمت های بدن در برابر این گفت و شنودها عکس العملی از خود نشان نمی دهند.لب ها حرکت می کنند ولی بدن و هیکل گوینده ساکت است.همراه این کلمات روح نیست.از دهان ادا می شود ولی قلب پشت آن نیست.هوا در برابر این صدا مرتعش می شود ولی جو فکری و روح اجتماع از آن مرتعش نمی شود و بر اثر آن متاثر نمی گردد.خنده بر لب ها ظاهر می شود ولی عمق ندارد ،همراه با نشاط و شادابی روح نیست.فروغ حیات در چشم ها دیده نمی شود و نور امید از نگاه هویدا نیست.سردی عجیبی سراپای اجتماع را فراگرفته و گوئی همه چیز در دریای سرد و بی روح یاس غرقه گشته است.

از کتاب"آیا امیدی هست"تالیف محمد نخشب.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 2:52  توسط محمد غزنویان  |