زنان ايران از حيث رده بندي و دارا بودن مشاغل و امكان حضور در صحنه فعاليت هاي اقتصادي جامعه با محدوديت بسيار فراواني روبه رو هستند. البته اين موضوع ناشي از كم توسعه يافتگي تاريخي است كه به همه كشورهاي كم توسعه تعلق دارد. اما در مورد ايران نكات ويژه اي نيز قابل بيان است:
• منابع و امكانات اقتصادي فراواني براي افزايش اشتغال و از جمله اشتغال زنان به طور بالقوه موجود است.
• تبعيض و نارسايي شغلي زنان هيچ همخواني با ادعا و برنامه و سياست هاي اعلام شده دولت ها در ايران ندارد اما در عوض همراستا با جريان هاي فكري و نيروهاي اجتماعي و سياسي است كه حضور برابر، كاملا" فعال و حقوق كامل زنان را برنمي تابند و كاملا عليه بينش و منافع خود مي بينند.
• زنان ايران، چه در خارج و چه در داخل، توانسته اند در عرصه هاي مختلف توانايي هاي چشمگير و اثر گذاري هاي ملي، اجتماعي و اقتصادي جدي داشته باشند. اما اين توانايي به علت شرايط تبعيض آميز عمومي، هم در صحنه طبقاتي، هم در صحنه جنسي و هم از جهت حقوق اجتماعي و سياسي، به طور بالفعل متوجه همه زنان ما نمي شود.
• اقتصاد ايران در برابر رقابت هايي كه جهاني سازي به معناي امروزي آن يعني تلاش براي جهانگير كردن سرمايه به رهبري ايالات متحده صورت مي گيرد بسيار آسيب پذير است. هم شمار قابل توجهي از صنايع و هم رفاه و اشتغال و خدمات و كالاهاي عمومي در فرآيند جهاني سازي آسيب مي بيند. اما بيشترين آسيب در اين ميان به وضعيت اشتغال و رفاه زنان كم توش و توان خواهد رسيد.
ادامه مطلب