تبليغاتX
فقر فلسفه

فقر فلسفه

کل آزادی عبارت است از بازگرداندن جهان انسان و روابط انسان به خود انسان.

شیطان خیلی خوب است.شیطان دوست بچه ها است.اگر شیطان نبود بزرگترها دست و پای بچه ها را کباب می کردند و آنقدر می زدند تا بگوییم گه خوردیم و دیگر آن کار را انجام نمی دهیم.این حرف را اسد به من یاد داد.مواد را که توی بوته ریختم داد زد وای سوختم وای سوختم.دو سال کوچکتر از من است.به او گفتم تازه کاری ناواردی مواظب دستکش باش که سوراخ نباشد.بی دستکش بوته را نگیر عصر بود حسابی گرم بود و گرسنه بودیم.اوسا فوری پول داد او را بیمارستان ببرم.توی تاکسی دیدم دستکش سوراخ شده مواد مثل میخ رفته کف دستش.خندید که دستش هیچ کار نشده.رفتیم ساندویچی و زیر کولر حسابی کیف کردیم و سیر و پر به کارگاه برگشتیم.اوسا حبیب گفت لعنت بر شیطان هر روز دو سه تا دستکش سوراخ می شود مجبورم ریخته گری را تعطیل کنم این کار دیگر صرف نمی کند.سه سال است که این حرف را می زند ولی هنوز هم پیشش کار می کنم.پس شیطان دوست بچه ها و ما جوانان است.(سهراب شانزده ساله اول راهنمایی)

از کتاب ترس غار/گردآورنده ع.ص.خیاط تهران.ناهید ۱۳۸۶

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 4:41  توسط محمد غزنویان  | 

کارخانگی که حفاظت از کودکان، شستشو، آشپزی و دیگر کارهای خانه‌داری را شامل  می شود بخش عظیمی از تولید ضروری اجتماعی را تشکیل می دهد. اما با اینکه در جوامع سرمایه داری مدرن تولید کالایی به بالاترین حد خود رسیده است و از طرف دیگر نیروی انسانی زیادی صرف کار خانگی می شود اما هنوز تولید خانگی در قلمرو ارزش ساده مصرف باقی مانده و از آنجایی که خارج از حوزه‌ی تجارت و بازار قرار دارد به معنای واقعی کلمه ماقبل سرمایه داری است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 3:1  توسط محمد غزنویان  | 

موقعیت زنان کارگر بعنوان ستمدیده ترین افراد طبقه کارگر تحت حاکمیت مذهبی بسیار ناگوار و غیرانسانی است. آنان از یکسو به مثابه جنس دوم تحت حمایت پدر، همسر و یا برادر خود هویت پیدا می کنند و فاقد هر گونه هویت مستقلی هستند. قانون از این تبعیض و مناسبات نابرابر در مورد زنان آشکارا حمایت می کند؛ اینگونه زنان کارگر مانند دیگر زنان اقشار و طبقات مختلف جامعه از حقوق دموکراتیک خود محروم می مانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 2:43  توسط محمد غزنویان  | 

ایده آل های ذهنی،بالقوه حاوی نطفه تغییراند.اما آنچه مایه تاخیر در تغییر شرایط عینی است،همانا،پای در گل انتزاع ماندن است و نبستن طرفی ازاین اندیشه ها برای ارتقای گفتمان موجود.درواقع انسانها ممکن است،چنان غرق در ساخت و سازهای ذهنی شوند که از بنیاد،ویرانی پیش چشمان خود را به فراموشی بسپارند.ویا چنان شرایط واقعاً موجود را دست کم بگیرند که دچار پندار باطل بی نیازی از تفکر و عاقبت اندیشی گردند و یکسر با دست یازیدن به اعمال احساسی و آنی، همان اندک قوت ممکن را نیز از خود سلب کنند.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید:

کمپین یک میلیون امضاء: تاکتیک یا استراتژی؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 20:36  توسط محمد غزنویان  |